به آغاز زمین نزدیکم
نبض گل ها را می گیرم
آشنا هستم با، سرنوشت تر آب،عادت سبز درخت،
روح من در جهت تازه ی اشیا جاریست ...
روح من کم سال است
روح من گاهی از شوق،سرفه اش می گیرد.
روح من بی کار است:
قطره های باران را،درز آجر ها را می شمارد.
روح من گاهی،
مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد.
پ.ن.۱ درست عین بچگی هام!چه هیجانی بهم دست داد امروز وقتی فهمیدم اصل طرد پائولی دقیقا چی می گه و چطور نمی شه دو تا الکترون رو از هم تمیز داد !انگار می خواستم از هیجان بالا پایین بپرم !
پ.ن. ۲ شاعر می گه من برات base می زنم ...!
پ.ن.۳ و داستان تکراری تاریخ و شرح حماقت و عبرت نگرفتن ما آدم ها چقدر خوندنیه... حتی با وجود اینکه می دونی آخرش چی می شه... حتی با وجود اینکه می دونی بازم تکرار داره می شه .
پ.ن.۴ بلاگ در حال تحوله !!! مثل خودم...و از این به بعد سعی می کنم مطالب بلاگ (مثل قبل)کمتر شخصی باشه و بیشتر اجتماعی...