تبليغاتX
بشریت - 13!
یادداشت های روزانه سامان

وقتی یه جا زلزله میاد و خراب می شه (مثل بم)یه عالمه خسارت به بار میاره ، خسارت های مادی  و خسارت های روحی و اجتماعی، اونوقت دولت و مقامات مسئول یعنی اون قسمتیشون که هنوز سالمن شروع می کنن به بازسازی شهر از بین رفته ،اونا سعی می کنن شهر رو از همه ی جنبه ها بازسازی کنن...

 ولی مسأله ای که مطرحه اینه که شهر رو روی خرابه های شهر قبلی درست کنن یا برن یه جای دیگه ، جایی که هیچ اثری از خرابی های شهر قبلی نباشه.

هر کدوم از این دو کار حسن های خودشو داره ، خب هر چی باشه اگر چه روی خرابه ها درست کردن شهرسخت تره ولی خیلی از تأسیسات هنوز سالمن و شاید ساخت دوبارشون به صرفه نباشه...

و از طرف دیگه درست کردن شهر روی خرابه ها باعث می شه اهالی شهر خیلی سخت تر زلزله رو فراموش کنن و هر جای شهر که برن یاد عزیزای از دست رفته باشن ...

چی کار می شه کرد؟انتخاب کردومه؟فرض کنیم تنها مسئول شهردار شهره که خودش سالم مونده ولی اونم مثل بقیه ی شهر از دست داده، کم هم نه زیاد.

شاید یکی بگه که خب شهردار انتخاب منطقی می کنه و انتخاب اون بستگی به میزان خرابی شهر داره

ولی اون شهردارم جزئی از شهره، شهردار نمی تونه به اندازه ی کافی بی طرفانه قضاوت کنه ، شهردار دوست داره چیزایی که تو شهر،داره رو از دست نده، شهردار حتی نمی دونه که دیدن خیلی قسمت های شهر واسه ی اون یادآور چیزایی که از دست دادس و باعث می شه اون خسارت های غیر مادی واسه ی اونم به راحتی بر طرف نشن...

 شهر دار نمی دونه که شهر رو باید کجا درست کنه...

 پ.ن.۱ نمی دونم این پست رو چرا گذاشتم !شاید چیز دیگه ای به ذهنم نرسیده...اینم در ادامه ی پست های چرند چند وقت اخیر!

پ. ن.۲ :از امروز این جا رو به افراد جدیدی نشون می دم ، کسانی که دوستان جدید منند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 22:45  توسط سامان