مدتیه که زیاد نمی اندیشم٬به قول شازده کوچولو به مسائلی که واسه ی بزرگ تر ها مهمه!
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 21:2  توسط سامان
احساس می کنم مدت زیادیه که قات زدم، به معنی واقعی کلمه! یعنی تصمیم ها و کار هام اون طوری نیست که واقعا می خوام و وقتی بعدا بر می گردم نگاه می کنم اصلا اون چیزی نیست که می خواستم،نمی دونم دلیلشم دقیقا چیه، ولی فکر می کنم فشار ۳-۴ ماه گذشته باشه،شایدم اینکه احساس می کنم گاهی گیر کردم تو یه موقعیتی و نمی تونم ازش درآم،اگر چه دارم سعی می کنم زودتر درستش کنم ولی فکر کنم طبق همون اصل پیوستگی (معروف!) حالا حالا ها نباید منتظر نتیجه ای باشم که می خوام ...
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 9:44  توسط سامان