دیروز یکی از دوستان تغییر رشته داد.
چقدر خوشحال شدم ، گویی خود واقعیش را پیدا کرده ، کاش من هم این شجاعت را داشتم.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 19:13  توسط سامان
رادیکالیسم ، لیبرالیسم و محافظه کاری ...
نماد بخش اجتماعی در روزنامه ی همشهری به شکل یک پیکان است به سمتی که چندین و چند پیکان به سمت مخالف دارد. احتمالاً منظور از این نماد بزه در اجتماع و ناهنجاری اجتماعی است.
اما همین پیکان زمان هایی هست که تبدیل به یک محرک پیشرفت برای اجتماع می شود ،منظور از پیکان عملی خلاف عرف اجتماع است، عملی که خوب یا بد با واکنش های شدیدی در اجتماع همراه می شود. این یعنی رادیکالیسم یعنی خواست تغییرات بنیادی در اجتماع همراه با عکس العمل نه چندان مثبت در نظر مردم اجتماع ، به عنوان مثالی از این مکتب سیاسی می توان ً پیامبران و دعوت الهی آن ها را ذکر کرد و یا از انقلاب هایی که نارضایتی مردم از اوضاع جامعه به هر نحوی آن ها را ناشی می شود نام برد.
اصولا رادیکالیسم بد قلمداد می شود، چون تغییراتی بنیادی در مدت زمان کم همیشه چنان مخالفت هایی به دنبال دارد که درگیری های خشونت طلبانه را به دنبال دارد. به همین خاطر است که می بینیم همیشه احزاب اپوزسیون تندرو از سوی مخالفان به رادیکالیسم متهم شده اند، یا این روز ها در ادبیات سیاسی واژه ای جدید ایجاد شده : رادیکالیسم اسلامی
این واژه به گروه هایی اطلاق می شود که سعی در اصلاحات دینی در جامعه به شیوه های نه چندان خوشایند دارند، نمونه ی تندروی این گروه ها طالبان و القاعده و نمونه ی تعدیل شده تر آن حکومت ایران و حرکت های آن از قبیل طرح افزایش امنیت اجتماعی در داخل و ماجرای محو اسرائیل از نقشه جغرافیا در خارج است.
اگرچه تمامی پیشرفت های جامعه در روزگاری و شاید هنوز بر پایه ی همین رادیکالیسم استوار بوده اما امروزه روش هایی با هزینه ی پایین تر برای پیشرفت جامعه بر می گزینند و آن بر پایه ی انعطاف پذیری در مقابل ایده های مخالف است، یعنی همگان طبق یک توافق نانوشته می پذیرند که با مذاکره و نه سرکوب با یکدیگر کنار بیایند و اگر در گذشته در جنگ شکست می دادند و نابود می کردند،حالا در دیپلوماسی این اتفاق می افتد، در واقع شاید بشود منش سیاسی لیبرالیسم را تقریبا منطبق بر این توصیفات دانست و آزادی بیان اگرچه به وسیله ی گروه دارای قدرت و توسط پاراپاگاندا وتبلیغات آن ها بمباران می شود ولی لا اقل خونی ریخته نمی شود و انقلاب مخملی که همه ی هراس دولت مردان امروز حکومت های محافظه کار است محصول همین ایده ی فکری است،واما حکومت محافظه کار حکومتی است طرفدار حفظ وضع موجود به منظور حفظ قدرت خود، اصولا همیشه احزاب روی کار به محافظه کاری متهم شده و اصولا هر حکومت روی کاری نمی تواند در مقابل وسوسه ی محافظه کاری و سرکوب عقاید مخالف مقاومت کند وشاید روزی آزادی واقعی دنیای بهتری برای ما بسازد.
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 12:59  توسط سامان
|
عجیبه فکر می کردم تو این مدت که خونه ام کلی کار داشته باشم، حتی هیچ مطلبی واسه نوشتن و حتی موضوعی برای فکر کردن نیست! ابری نیست! بادی نیست! حتی پشه ای یافت نشود برای کشتن!
*احتمالاً اگر دوستان به این خوبی نبودند مرده بودم از بی کاری و بی فکری و بی دغدغه ای و ... !
+
نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 11:23  توسط سامان